ارزیابی چالش‌های سیاسی و تأثیر آن بر پایداری کارآفرینی روستایی: مطالعه‌ای در شرق حاشیه زاینده‌رود اصفهان

نوع مقاله : مقاله برگرفته از پایان نامه

نویسندگان

گروه جغرافیا برنامه ریزی روستایی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

10.22059/jrur.2025.389839.2015

چکیده

این پژوهش با هدف تحلیل چالش‌های سیاسی مؤثر بر پایداری کارآفرینی روستایی در روستاهای شرق حاشیه زاینده رود استان اصفهان انجام شده است. تحقیق با رویکرد کیفی و با استفاده از نظریه داده‌بنیاد صورت گرفته و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 40 ذینفع کلیدی شامل کارآفرینان روستایی، مدیران محلی، مدیران و کارشناسان جهاد کشاورزی، کارشناسان کارآفرینی و متخصصان توسعه روستایی جمع‌آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که سه مقوله اصلی شامل تحریم، تورم و گرانی، پایداری و امنیت اقتصادی و مشارکت‌های مدنی به عنوان چالش‌های کلیدی سیاسی بر کارآفرینی روستایی تأثیرگذار هستند. نتایج تحلیل‌ها حاکی از آن است که عدم ثبات اقتصادی و سیاسی، محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها، و فقدان مشارکت مؤثر جوامع محلی در تصمیم‌گیری‌ها، موانع اصلی رشد، موفقیت و پایداری کارآفرینی روستایی محسوب می‌شوند. پژوهش حاضر پیشنهاد می‌کند که برای دستیابی به پایداری در کارآفرینی روستایی، نیاز به رویکردی جامع است که شامل ثبات در سیاست‌گذاری‌ها، حمایت‌های مالی هدفمند، و تقویت مشارکت‌های مدنی باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Investigating the Political Challenges and Their Impact on the Sustainability of Rural Entrepreneurship: A Study in the East of the Zayandehroud River Bank in Isfahan

نویسندگان [English]

  • soulmaz Dorri Sedeh
  • Mehdi Pourtaheri
  • zabih allah torabi
Department of Rural Planning and Geography, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
چکیده [English]

مقدمه

کارآفرینی روستایی به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی برای توسعه پایدار، در کاهش فقر، ایجاد اشتغال و ارتقای کیفیت زندگی در مناطق روستایی نقش برجسته‌ای دارد. در مناطق تحت‌فشار اقتصادی و زیست‌محیطی، مانند حوضه زاینده‌رود، این اهمیت دوچندان می‌شود. در این مناطق که با بحران‌هایی چون خشکسالی، کاهش منابع آبی و ضعف زیرساخت‌های اقتصادی روبه‌رو هستند، کارآفرینی می‌تواند راهکاری برای کاهش بیکاری، بهبود معیشت و جلوگیری از مهاجرت به شهرها باشد. بااین‌حال، عوامل متعددی، به‌ویژه مسائل سیاسی و اقتصادی، پایداری کسب‌وکارهای روستایی را تهدید می‌کنند. تحریم‌ها و سیاست‌های اقتصادی غیرشفاف باعث محدودیت دسترسی به منابع مالی، فناوری‌های نوین و بازارهای جهانی شده‌اند که این امر نه‌تنها توان رقابت‌پذیری کسب‌وکارهای روستایی را کاهش داده، بلکه هزینه‌های تولید را نیز به شدت افزایش داده است. از سوی دیگر، ضعف در نهادهای حمایتی و کاهش مشارکت مدنی، جوامع روستایی را در برابر این چالش‌ها آسیب‌پذیرتر کرده است. در چنین شرایطی، اهمیت بررسی چالش‌های سیاسی و اقتصادی در مسیر توسعه پایدار کارآفرینی روستایی بیش‌ازپیش آشکار می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل این چالش‌ها در منطقه شرقی زاینده‌رود، به دنبال ارائه راهکارهایی برای ارتقای پایداری و تقویت ظرفیت‌های محلی است.

روش تحقیق

این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از نظریه داده‌بنیاد چارمز به بررسی چالش‌های سیاسی و اقتصادی پیش‌روی کارآفرینی روستایی پرداخته است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با 40 نفر از ذینفعان شامل کارآفرینان، مدیران محلی، کارشناسان و پژوهشگران گردآوری شده است. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد و نرم‌افزار MAXQDA برای ساماندهی و تحلیل داده‌ها مورد استفاده قرار گرفت.

بحث و نتایج

نتایج نشان داد که عواملی چون تحریم‌ها، تورم، گرانی، ناپایداری اقتصادی و ضعف مشارکت مدنی، از چالش‌های اصلی پیش‌روی پایداری کارآفرینی روستایی در این منطقه هستند. تحریم‌های بین‌المللی، از طریق کاهش دسترسی به منابع مالی و فناوری‌های پیشرفته، تأثیر عمیقی بر توان کارآفرینان برای توسعه و پایداری کسب‌وکارها داشته‌اند. افزایش هزینه‌های تولید و کاهش قدرت خرید مردم، نتیجه مستقیم این محدودیت‌ها بوده است. این شرایط باعث شده که بسیاری از کارآفرینان روستایی قادر به رقابت در بازارهای داخلی و خارجی نباشند و حتی در برخی موارد کسب‌وکارهای خود را تعطیل کنند. از سوی دیگر، سیاست‌های اقتصادی غیرشفاف و تغییرات مکرر در قوانین و مقررات، فضای اقتصادی پرابهامی ایجاد کرده که مانع از برنامه‌ریزی بلندمدت و تصمیم‌گیری استراتژیک شده است. علاوه بر این، ضعف در مشارکت مدنی و رویکردهای مدیریتی از بالا به پایین، ظرفیت جوامع محلی برای ایجاد شبکه‌های حمایتی را محدود کرده است. نبود شفافیت و پاسخگویی در فرآیندهای تصمیم‌گیری، اعتماد عمومی را کاهش داده و انگیزه‌های مشارکت جمعی را تضعیف کرده است. این ضعف نهادی و اجتماعی، در کنار چالش‌های اقتصادی، باعث شده که بسیاری از روستاها از بهره‌برداری از ظرفیت‌های کارآفرینی خود بازبمانند یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که چالش‌های سیاسی و اقتصادی نظیر تحریم‌ها، تورم و ناپایداری اقتصادی، نه‌تنها بر توان رقابت‌پذیری کارآفرینان روستایی تأثیر گذاشته، بلکه به تضعیف امنیت اقتصادی و کاهش انگیزه‌های سرمایه‌گذاری نیز انجامیده است. این نتایج با مطالعات پیشین در زمینه تأثیر تحریم‌ها بر محدودیت دسترسی به بازارهای جهانی و افزایش هزینه‌های تولید همخوانی دارد. تحریم‌های بین‌المللی از طریق کاهش فرصت‌های صادراتی و ایجاد موانع در تأمین منابع، زمینه‌ای برای افزایش هزینه‌های تولید و کاهش رقابت‌پذیری کسب‌وکارهای روستایی فراهم کرده‌اند. در عین حال، تأثیرات تورم و گرانی نیز از جنبه‌های کلیدی در تضعیف محیط کسب‌وکار بوده است؛ تورم مداوم نه‌تنها قدرت خرید مصرف‌کنندگان را کاهش داده، بلکه از طریق افزایش هزینه‌های تولید، سودآوری و پایداری کسب‌وکارها را نیز تهدید کرده است.



علاوه بر عوامل اقتصادی، ضعف در مشارکت مدنی یکی دیگر از چالش‌های کلیدی است که در این مطالعه شناسایی شد. رویکردهای مدیریتی از بالا به پایین، که اغلب بدون توجه به نیازها و پیشنهادهای جوامع محلی طراحی می‌شوند، نتوانسته‌اند شرایط لازم برای ایجاد همبستگی و مشارکت مؤثر در بین اعضای جامعه را فراهم کنند. این موضوع نه‌تنها ظرفیت جوامع برای شکل‌دهی شبکه‌های حمایتی را محدود کرده، بلکه اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی و مدیریتی را نیز کاهش داده است. یافته‌های پژوهش تأکید دارند که مشارکت مدنی یکی از عناصر ضروری برای تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد محیطی پایدار برای کارآفرینی روستایی است.در این میان، ناپایداری اقتصادی به‌عنوان یکی از چالش‌های بنیادین، توانایی برنامه‌ریزی بلندمدت را از کارآفرینان سلب کرده است. تغییرات مکرر در سیاست‌های اقتصادی، نبود شفافیت در قوانین و مقررات، و عدم ثبات در بازارها، محیطی پرابهام و غیرقابل‌پیش‌بینی ایجاد کرده که کارآفرینان را به سمت محافظه‌کاری بیشتر سوق داده است. این وضعیت با نظریه‌های اقتصاد سیاسی که بر اهمیت ثبات نهادی برای توسعه اقتصادی تأکید دارند، تطابق دارد. در نهایت، یافته‌های این پژوهش بر ضرورت تقویت رویکردهای جامع برای مدیریت این چالش‌ها تأکید دارد. ایجاد نهادهای پاسخگو، شفاف‌سازی سیاست‌های اقتصادی، و طراحی برنامه‌های حمایتی برای کاهش اثرات تحریم‌ها و تورم، از جمله راهکارهای پیشنهادی است. همچنین، جلب مشارکت جوامع محلی در فرآیندهای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی می‌تواند زمینه‌ساز تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای پایداری کسب‌وکارهای روستایی شود.

نتیجه‌گیری

تحلیل‌ها نشان می‌دهد که برای دستیابی به پایداری در کارآفرینی روستایی، نیاز به رویکردی جامع و چندبعدی وجود دارد. نخست، تقویت ثبات اقتصادی از طریق ارائه سیاست‌های حمایتی نظیر تسهیلات مالی، کاهش هزینه‌های تولید و ایجاد بازارهای محلی و منطقه‌ای ضروری است. دوم، توسعه مشارکت مدنی با ایجاد سازوکارهای مشارکتی در فرآیند برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری می‌تواند به افزایش اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی منجر شود. سوم، بهبود شفافیت نهادی از طریق ایجاد نهادهای پاسخگو و تقویت ظرفیت‌های مدیریتی در سطوح محلی، می‌تواند به پایداری کارآفرینی کمک کند. پژوهش حاضر تأکید دارد که سیاست‌گذاران باید با توجه به شرایط خاص مناطق روستایی، برنامه‌هایی جامع و متناسب برای رفع موانع موجود تدوین کنند. همچنین، توانمندسازی جوامع محلی از طریق آموزش، ارائه خدمات مشاوره‌ای و تقویت زیرساخت‌های فناوری، می‌تواند گام مؤثری در مسیر توسعه پایدار کارآفرینی باشد.

کلیدواژه‌ها [English]

  • "
  • Political Challenges,"
  • Rural Entrepreneurship,"
  • Sustainability,"
  • Zayandeh Rud, "
  • Grounded Theory"

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از تاریخ 05 خرداد 1405
  • تاریخ دریافت: 14 بهمن 1403
  • تاریخ بازنگری: 12 تیر 1404
  • تاریخ پذیرش: 16 تیر 1404