شناخت الگوی ادراکی روستای خوب بر اساس روش-شناسی کیفی مورد مطالعاتی: روستای کرفس (شهرستان رزن- استان همدان)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده جغرافیا و عضو قطب علمی برنامه ریزی روستایی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه، دانشگاه آزاد اسلامی

چکیده

برنامه­ریزی توسعه نواحی روستایی، با در نظر گرفتن ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، محیط زیستی، کالبدی، و نهادی و بر اساس درک واقع­بینانه از نیازهای روستاییان، مستلزم تغییر نگرش متولیان برنامه­ریزی و ساختارشکنی در رویکردهای مرسوم است. این پژوهش با هدف بازشناسی معیارها و شاخص­های «خوب بودن» سکونتگاه روستایی تلاش می­کند با رویکردی متفاوت به مفهوم «روستای خوب» نه از دیدگاه متخصصین ذی­ربط بلکه با توجه به دیدگاه­ها، آرمان­ها، هنجارها، نیازها، خواسته­های مشترک و دلخواه ساکنان محلی آن بپردازد. تحقیق از نوع اکتشافی است و جامعه آماری، کل دانش آموزان دختر و پسر مقطع تحصیلی راهنمایی و دبیرستان روستای کرفس از توابع شهرستان رزن در استان همدان را شامل می شود. از تکنیک­های روش کیفی (طرح سوال به عنوان موضوع انشا و تحلیل آن) و کمی(پرسشنامه) برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. در مرحله نخست تحلیل، انشاهای دانش آموزان با رویکرد تحلیل مقایسه­ ای مداوم در چارچوب سه مرحله (کدگذاری باز، کدکذاری محوری و کدگذاری انتخابی) قرار گرفت.  سرانجام 124 مقوله اصلی شناسایی شده به عنوان ویژگی­های یک روستای خوب از دیدگاه دانش آموزان در چارچوب 18 مقوله اصلی دسته بندی شدند. در مرحله دوم به منظور سنجش وضعیت روستای کرفس بر اساس مقولات استخراج شده، پرسشنامه ای  بر مبنای یافته­های مرحله نخست در چارچوب طیف لیکرت طراحی گردید. یافته ها­ی پرسشنامه در اکثریت مقوله های اصلی  بیانگر فاصله  روستای مورد مطاله با روستای خوب است.

کلیدواژه‌ها