تبیین آثار سیاست های تمرکز زدایی در توسعه سکونتگاه های روستایی ( مطالعه موردی ؛استان قزوین)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار مدعو گروه شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین

2 مربی گروه جغرافیای دانشگاه پیام نور لامرد

چکیده

استان‌های جدید در کشور از یک‌ سو به دلیل افزایش جمعیت و تمرکز آن در نقاط مختلف استان‌های بزرگ و از سوی دیگر به سبب نارضایتی مردم یک شهرستان و محرومیت آن‌ها از خدمات لازم ایجاد می‌شوند. بر این اساس، استان قزوین در سال 1376 در نقشۀ سیاسی ایران متولد گردید. اعمال سیاست‌های تمرکززدایی از یک طرف حاکی از واگذاری اختیارات به حکومت‌های محلی است و از طرف دیگر تداعی‌کنندۀ خلق فرصت‌ها برای زیربخش‌های تقسیمات کشوری تا بتوانند از فرصت‌های به‌دست‌آمده در جهت رشد کمّی و کیفی سکونتگاه‌های روستایی بهره ببرند. مقالۀ حاضر به تبیین سیاست‌های تمرکززدایی در سکونتگاه‌های روستایی استان قزوین می‌پردازد و تلاش می‌کند به این سؤال پاسخ دهد که سیاست‌های تمرکززدایی در ایران چه آثاری بر ساختار کلی روستاهای استان قزوین ایجاد کرده است. بدین جهت، در پژوهش حاضر، با بهره‌گیری از گویه‌های تبیین‌کنندۀ اداری و مالی و سیاسی، در قالب طیف لیکرت، و با بهره‌گیری از روش پانل گذشته‌نگر، مبتنی بر سنجش نگرش در دو دورۀ قبل و بعد از استان‌شدن، با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی طبقه‌ای اطلاعات جمع‌آوری شد. چهل و پنج مدیر اجرایی، شامل دهیاران و شوراهای اسلامی، از چهل و پنج روستا، در سطح پنج شهرستان استان قزوین برای این کار انتخاب شدند که نشان‌دهندة جامعة نمونة تحقیق هستند. البته باید اشاره کرد، بعد از استان‌شدن قزوین، در سکونتگاه‌های روستایی توانمندی‌هایی به‌وجود آمد که نشان می‌دهد اگرچه سیاست‌های تمرکززدایی توانسته زمینۀ رشد و ترقی روستاها را پدید آورد، این سیاست‌ها، از منظر کارشناسان و مسئولان محلی، آثار متفاوت داشته است. با وجود این، سیاست‌های تمرکززدایی در استان قزوین شتاب‌دهندۀ توسعۀ روستایی قلمداد شد و زمینه را برای افزایش مشارکت مسئولان محلی و مردم فراهم آورد.

کلیدواژه‌ها