تأثیر اقلیم بر سازمان فضایی مسکن روستایی بر اساس نظریه نحو فضا (نمونه موردی: روستاهای استان آذربایجان شرقی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

2 دانش آموخته معماری دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر معماری

3 دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

4 دانش آموخته طراحی شهری دانشگاه هنر اسلامی تبریز و پژوهشگر معماری

چکیده

مساکن روستایی جدید به سرعت درحال تغییر چهره دادن و شبیه شدن به معماری شهری هستند. دراین روند تنوع اقلیمی حاکم بر سطح مناطق مختلف نادیده گرفته شده و عموماً مساکن روستایی با سازمان فضایی یکسان برای مناطق اقلیمی متنوع ساخته می‌شود. هدف از این پژوهش، شناخت سازمان فضایی مسکن روستایی استان آذربایجان‌شرقی بر اساس تنوع اقلیمی حاکم بر این استان می‌باشد. در پژوهش اخیر ازروش تحلیلی نحو فضایی (چیدمان فضایی)، به منظور بررسی سازمان فضایی مسکن روستایی استفاده شده است. برای انتخاب نمونه‌های مورد بررسی، ابتدا روستاهای مورد مطالعه بر مبنای پهنه‌بندی اقلیمی استان به روش خوشه‌ای گزینش شده و سپس خانه‌های بومی موجود در روستاهای منتخب مورد برداشت دقیق میدانی قرار گرفته‌اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از مطالعات میدانی این خانه‌ها به وسیله نرم افزار «دپت مپ» و « ای ـ گراف» بوده است. الگوی حاکم بر ارتباط فضایی مساکن روستایی استان از ترکیب فضاهای باز و پوشیده تشکیل شده است که با معتدل شدن شرایط اقلیمی در برخی از مناطق، الگوی فضای نیمه باز به این سازمان افزوده می‌شود. اکثر گونه‌های مساکن روستایی از عمق کم و هم‌پیوندی بالایی برخوردار بوده و ارتباط بین فضاهای مختلف درون مسکن از طریق همدیگر امکان پذیر می‌باشد. درحوزه عرصه‌بندی در اکثر مناطق اقلیمی ادغام، پیوستگی و همجواری بین فضاهای مختلف زیستی و معیشتی دیده می‌شود. سلسله مراتب فضایی با استقرار فضاهای خصوصی در عمق‌های بیشتر و فضاهای عمومی در عمق‌های کمتر به نوعی در تمام نمونه‌ها بدون توجه به تنوع اقلیمی، مد نظر سازندگان قرار داشته است.

کلیدواژه‌ها



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از تاریخ 22 شهریور 1399
  • تاریخ دریافت: 29 تیر 1399
  • تاریخ بازنگری: 12 شهریور 1399
  • تاریخ پذیرش: 22 شهریور 1399